ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1566

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مسجد و بناهاى مجلل و باشكوه جاه‌مندان و بزرگان و توانگران بنايى در آن‌جا نيست . قصرى كه شاه در اين محله بنا نهاده به راستى بديع و شگفت‌انگيز مىباشد زيرا دور بنا و باغ آن از يك فرسنگ درمىگذرد ، و نهرى از ميان باغش جارى است . قسمت مردانه در يك سمت و بخش زنانه در قسمت ديگر نهر است ، و اين دو قسمت وسيلهء يك پل چوبى به هم متصل است . من هرگز نتوانستم نقاش خود را براى پرداختن تصوير اين بنا به داخل آن بفرستم زيرا هر بار به آن‌جا مىرفتم به بهانهء اين‌كه انجمنى در آن مكان بر پاست مانع ورود ما مىشدند . هنگامى كه آب از فواره‌ها به درون آبدانها فرو مىريزد آدمى چنين مىپندارد كه در محيطى افسانه‌اى و جادوسان پا نهاده است . تا چشم كار مىكند همه جا فواره است . ميان بناهاى اين كاخ كلاه فرنگى هشت ضلعى دو طبقه ايست كه از مهتابى سراسرى دور بنا آب فرو مىريزد ، چنان كه اگر دست را از پنجره بيرون آورند در دم پر از آب مىشود . پل چوبى كه طرفين نهر را به هم مربوط مىكند بر پايه‌هاى سنگى متكى است . براى نمودن بزرگى اين باغ همين بس كه گفته شود طول حوض بزرگ باغ يك چهارم فرسنگ ، عرضش نيم اين ، و عمقش ده تواز است و كناره‌هايش را با سنگ مرمر و يشم ساخته‌اند . وقتى شاه به قصد اقامت مدتى چند بدين كاخ مىآيد اين حوض بزرگ را لبالب پر از آب مىكنند ، اما در ديگر مواقع بدين كار توجه نمىشود . كاخهاى بزرگ ايران همه حوض بزرگ دارند و به آن درياچه مىگويند . خيابانهاى بزرگ و خوش منظر اين كاخ آراسته به درختان بزرگ و باغچه‌هاى پرگل است . براى تصور منظرهء بديع و رؤياآفرين و خيال‌انگيز چنين باغها نخست بايد به خاطر آورد كه هواى ايران چندان تازه و لطيف و پاكيزه است كه بر طراوت و درخشندگى و جلوهء گلها مىافزايد . اين باغها هميشه شاداب و خرم است . شاه عباس ثانى گبران را كه چنان كه پيش از اين آوردم در اين حومه سكونت داشتند به انتهاى جلفا منتقل كرد و اين كوى باشكوه را بنيان نهاد . وى جشنهاى بزرگ را در اين كاخ برپا مىداشت ، و اغلب بساط تفريح خود را در آن‌جا مىگسترد ، و چون به تماشاى آتشبازى شوق بسيار داشت دستور مىداد وسايل آتشبازى را در آن سوى درياچه بر پا دارند ، و نيز با فوران فواره‌ها و آبشارها كه گرداگرد همه تالارها را فرا گرفته بود بر جلوه و رونق آنها بيفزايند ؛ و خود به ديدن اين مناظر و شگفتيها به نشاط